
این اواخر گاهی در یك مركز مشاوره روانشناسی به دختران و پسران جوان آموزش و راهنمایی های قبل از ازدواج رو می كنم . چیزهایی كه اگر خودم می دانستم و قیمت عمرم رو پرداخت نمیكردم الان خیلی جلو بودم . یك مقاله جالب از آقای علی سلطانی مجد خواندم و برام جالب بود به همین دلیل تصمیم گرفتم اینجا برای مطالعه شما دوستان هم قرار بدهم .
مقاله از علی سلطانی مجد
صفحات آگهی نامه ها رو ورق میزنیم ، نیاز مند به یک خانم مسلط به تایپ ، نیازمند به یک خانمه لیسانسه برای کار در یک شرکت ، نیاز مند به یک خانم برای کار در شیرینی فروشی ، نیاز به یک خانم با روابط عمومی بالا ، نیاز به یک خانم و نیاز به یک خانم و باز نیاز به یک خانم اصلا انگار دیگه اقایان قرار نیست استخدام جایی بشند ؟ پس مدرک دانشگاهی به چه دردشون میخوره ؟ واسه متر کردن خیابانها هم که نیاز به مدرک بالا نیست هست ؟ در نتیجه ورودی آقایان به دانشگاه ها کمتر میشه اونایی هم که به دانشگاه میرن درصدیشون برای فرار موقتی از خدمت سربازی عدم پذیرفتن مسئولیت و یا در کنار جنس مخالف بودنه و بخش کمی هم به امید یافتن شغل و شرایط مناسب بعد از فارق التحصیل شدنشونه .
در عوض دختران 60 درصد ورودی دانشگاه ها را تشکیل میدهند بالا رفتن مدرک تحصیلی مساویست با بالا رفتن سطح توقعات . : من 4 سال بیخودی دانشگاه نرفتم که حالا بخوام تو خونه ظرف بشورم یا با یه ادم دیپلمه ازدواج کنم .طرفم باید مدرکش بالاتر از خودم یا حداقل هم سطح خودم باشه ، طرفم باید ماهیانه حداقل 1 میلیون درامد داشته باشه تیپ و قیافشم خوب باشه .
ادامه مطلب


وقتی بچه دار شویم بهتر خواهد شد، و با به دنیا آمدن بچههای بعدی زندگی بهتر.
ولی وقتی میبینیم كودكانمان به توجه مداوم نیازمندند، خسته میشویم.
بهتر است صبر كنیم تا بزرگتر شوند.
فرزندان ما كه به سن نوجوانی میرسند، باز كلافه میشویم، چون دایم باید با آنها سروكله بزنیم.
مطمئناً وقتی بزرگتر شوند و به سنین بالاتر برسند، خوشبخت خواهیم شد.
با خود میگوییم زندگی وقتی بهتر خواهد شد كه :
همسرمان رفتارش را عوض كند، یك ماشین شیكتر داشته باشیم، بچه هایمان ازدواج كنند،
به مرخصی برویم و در نهایت بازنشسته شویم.
حقیقت این است كه برای خوشبختی، هیچ زمانی بهتر از همین الآن وجود ندارد
ادامه مطلب
روزهای خوب باهم بودنمان گذشت ... روزهایی که با چند خاطره تلخ و شیرین به سر رسید و
تنها یادگار از آن روزها یک قلب شکسته برجا ماند.
روزهای شیرین عاشقی گذشت و امروز من تنهای تنهایم ، گذشت
و اینک دلم هوای تو را کرده است...
دلم تنگ است برای آن لحظه های شیرین با هم بودنمان !
دلم برای گرفتن آن دستان مهربانت ، بوسه بر روی گونه زیبایت تنگ شده است...
کاش دوباره آن روزهای شیرین عاشقی مان تکرار می شد ، کاش دوباره
می توانستم آن صدایی که شب و روز به من آرامش میداد را بشنوم...
دلم برای آن خنده های قشنگت تنگ شده است عزیزم...
تو رفتی و تنها چند خاطره که هیچگاه نمی توانم فراموش کنم بر جا گذاشتی...
خاطره هایی که یاد آن این دل عاشقم را می سوزاند....
دلم بدجور برای تو تنگ است عزیزم....
برگرد! بیا تا قصه نیمه تمام عشق را با شیرینی به پایان برسانیم...
تبلیغات 