تبلیغات
....چکاوک وبلاگی برای تو






 









چرا چرا ؟؟؟؟؟؟ :[برگی از دفتر من , ]

شب یلدا رسیده و همه با تلاش و شور و نشاط آماده میشن كه دور هم جمع بشن ، بعضی ها هم كنار  پدربزرگها و مادربزرگها جمع میشن و این شب را با خاطراتی به صبح میرسانند

این شاءالله كه شب خوبی داشته باشید

همین طور عید قربان كه روز بسیار عزیز و مهمی میباشد . از خدا می خواهم تا قسمت كنه همه شما به همراه خانواده قسمتتان بشود سال دیگه برید و ما رو هم دعا كنید.

در تمام این روزها نمی دانم گلم چكار میكنه و كجا میره

اما هر جا میره ان شاءالله همیشه لبهایش خندان باشه . امیدوارم شب یلدای خاطره انگیزی داشته باشه . این روزها تو ماشین میشینم و گاهی موزیك های حمید عسگری رو گوش میدم و یاد خاطراتم می افتم و زیر لب با خودم زمزمه میكنم .

امروز آهنگ جدیدی از آقای داود ناقور گوش كردم كه شعر قشنگی داشت .

متاسفانه لینكی از آن پیدا نكردم تا برای گوش دادن اینجا بگذارم اما اسم شعر ؛چرا؛ هست .

و با آهنگ جالبی میگه :

چرا نمی تونم فراموشت كنم واسه همیشه؟

چرا نمی تونم دیگه نبینمت ، مگه چی میشه؟

چرا دل تنگ تنگم واسه تو میزنه و می خونه كه عشق تو واسه من اولی و آخریشه

چرا چرا چرا نمی تونم فراموشت كنم واسه همیشه؟

چرا چرا نمی تونم دیگه نبینمت ، مگه چی میشه؟

********************

دوباره باز تنهایی ها ، میبرنم توی اون خاطره های كه شده تنها امید این روز و  شبها

دوباره باز خاطره ها ، میگن یه اشتباهی بود ، یه اشتباه تو حرفامون ، فرصت جبران نمبود برامون

بیا ببین منرو تو این حال و هوا

نمیگذره برام دیگه شب و روزا

*******************

چرا نمی تونم فراموشت كنم واسه همیشه؟

چرا نمی تونم دیگه نبینمت ، مگه چی میشه؟

امیدوارم همیشه دلهاتون شاد باشه و هیچ وقت اینقدر عین من تنها نباشید

و از ته قلبم برای گلی آرزو میكنم همیشه قلبش شاد و عاشق باشه و هیچ وقت قلبش یاد من نكنه تا خدایی نكرده دلش نگیره

اما امیدوارم اینو بدونه كه اون اولین و آخرین عشق من بود

شب خوشی را براتون آرزومندم

نوشته شده در پنجشنبه 29 آذر 1386 و 03:12 ق.ظ توسط کوشکولو

ویرایش شده در - و -