تبلیغات
....چکاوک وبلاگی برای تو






 









صادق هدایت :[برگی از دفتر من , ]

در زندگی زخمهایی است که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و میتراشد . این دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ، چون عموماْ عادت دارند که این این دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پیش آمدهای نادر وعجیب بشمارند و اگر کسی بگوید یا بنویسد ، مردم بر سبیل عقاید جاری و عقاید خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آمیز تلقی بکنند .

نوشته شده در یکشنبه 7 آبان 1385 و 10:10 ق.ظ توسط کوشکولو

ویرایش شده در - و -

 

با کدام ترانه.... :[برگی از دفتر من , ]

نمیدونم . نازنینم . که کدوم حرف تو رو آزرد
یا کدوم ترانه من . تو رو مثل گلی پژمرد
نمیدونم . نمیدونم . که چی گفتم تو شنیدی
چه خطایی سر زد از من که تو از من دل بریدی
اگه روزی تو نباشی بین ما راهی نباشه
نمیدونم کی میتونه که برام مثل تو باشه
اگه روزی تو نباشی یا بری از من جدا شی
نمیدونم تو میتونی عاشقی دوباره باشی؟
این پرنده دل من . نمیتونه پر بگیره
تو رو میخواد در کنارش . بال و پر از سر بگیره
آخه حیفه پر نگیره . پشت ابرا رو نبینه
حیفه اینجا تک و تنها . تو قفس بی کس بشینه

نوشته شده در پنجشنبه 13 مهر 1385 و 11:10 ق.ظ توسط کوشکولو

ویرایش شده در - و -