تبلیغات
....چکاوک وبلاگی برای تو






 









آرزو :[داستان های چکاوکی , ]

دیشب چشم هایم را بر هم گذاشتم و آرزویی در دل کردم
آرزویی هر چند بچه گانه
هر چند از روی دل
هر چند می دانم ممکن است به آرزویم نرسم
ولی حتی اگر به آرزویم نرسم٬
من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کنی با تو هستم و خواهم بود
هرگز تو را فراموش نخواهم کرد
حتی اگر فاصله ها باعث دوری دیده ها گردد
همیشه در دلم خواهی ماند
جایی که جای هیچ کسی نیست بجز تو
و هیچ کسی نمی تواند جای تو را در دلم بگیرد...
نگاه معصومت در یاد من همیشه جاوید است
برای همیشه...

نوشته شده در پنجشنبه 11 فروردین 1384 و 12:03 ق.ظ توسط کوشکولو

ویرایش شده در - و -

 

:[داستان های چکاوکی , ]

چشم تو دریایی است

 
بیكران پاك بزرگ
 
و پر از موج لطیف
 
موج دریای تو تا عمق وجودم جریان می‏یابد

دل به دریا زده‏ام
یا به دریا یشوم غرقه ویا گوهری خواهم یافت
گوهری ناب كه اكسیر من است.

پشت دریا شهری است
آن چنانی است كه سهراب بگفت
"پشت دریا شهری است
قایقی باید ساخت"

پشت دریای تو یك حس لطیف است ،لطیف
پشت دریای تو یك جاذبه جادویی است.

قایقی خواهم ساخت
خواهم انداخت به آب
و در این دریا من
همه عمر سفر خواهم كرد.
<:P:>

<:P:>

نوشته شده در پنجشنبه 4 فروردین 1384 و 11:03 ق.ظ توسط کوشکولو

ویرایش شده در پنجشنبه 4 فروردین 1384 و 12:03 ق.ظ